شیطان هم

از خانه بدر،از کوچه برون

تنهایی ما سوی خدا می رفت

در جاده،درختان سبز،گل ها وا،

شیطان نگران:اندیشه رها می رفت.

خار آمد،و بیابان، و سراب

کوه آمد و خواب

آواز پری:مرغی به هوا میرفت؟

-نی،همزاد گیاهی بود،از پیش گیا می رفت.

شب میشد و روز.

جایی،شیطان نگران:تنهایی ما می رفت.

/ 101 نظر / 32 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رضا

سلام آوا جان دوست داری منتظران امام زمان رو بشناسی؟ یه سر بهم بزن تا برات بگم . یا حق.[گل]

سپهر

سلام.بعد از مدتی دوباره بروز شدم اگه وقت کردی بهم سر بزن.ممنون.

غریبه

هر وقت دیدی حریف داره برنـــده میشه یه لبخنـــد بـــزن تا به بردش شک کنه ! شهاب حسینی-مدار صفـــر درجه. apam

کمند و مهلقا

اپیمممممممممممممممممم [ماچ][لبخند][لبخند][لبخند][لبخند][لبخند][لبخند][لبخند][لبخند] بیااااااااااای

گلشن

آوا در بین دوستان جای شما خالی بود نگران خاطر شدم[گل]

رضا

سلام دوست خوبم . آیا از عجیب ترین جنگل ایران چیزی میدونی ؟ بیا تا برات بگم.

امیر موسوی

سلام دوست عزیز قلمتو عشقه به گناهی تازه دعوتی[گل]